و بلاخره روز تولدت رسید:

خانومیه مهربون من...
مدتهاست منتظر این روز هستم....شاید مناسب ترین زمان بود برای اینکه بهت بگم چقدر دوستت دارم و چقدر بودنت در زنگیم ارزشمنده....
سالهاست هر بار موقع تولدت کم میارم....نمیدونم باید چیکار کنم...چطور خوشحالت کنم....چی بهت بدم که ارزش داشته باشه....اما هیچ وقت چیزی که باید رو پیدا نکردم.... همیشه مجبور شدم به همون کارهای همیشگی اکتفا کنم....اما این همه ی خواسته ی من نبود....
این بار تصمیم گرفتم از احساسم بهت بگم....بازم کمه میدونم...اما این دیگه بالاترین چیزیه که دارم.... هیچ وقت روم نمیشد حرفی بزنم... هیچ وقت رو در رو نشد بگم....اما میخوام اینجا بگم.... هزار هزار بار بگم که خیلی دوستت دارم....از همون روز اول آشناییمون.... تا آخرین ثانیه ی زندگیم....
هنوزم حسرت یه بار دیگه کنار تو محصل شدن رو دارم....یه بار دیگه با هم شیطنت کردن.... یه بار دیگه پیاده رفتن های بی هدف....حسرت تمام لحظه هایی که کنارت گذروندم....زمان به سرعت میگذره....و ما طبق قانون زندگی تغییر میکنیم...نقش هامون....نیازهامون.... زندگیمون.... اما میخوام بدونی تنها چیزی که برای من هرگز عوض نمیشه تویی....هر جا باشم....هر طور باشم....جز تو و دوستی تو چیزی توی قلبم نیست....
همیشه عادت داشتم بنوسم....اما میخوام اعتراف کنم موقع نوشتن برای تو کم میارم....بلد نیستم حرفایی که میخوام رو بزنم....هر چی بگم هرچی بنویسم اینقدر کمه که مجبور میشم روش خط بکشم...
عزیزترینم....امروز برای من بهترین روز دنیاست....چون تو رو بهم هدیه داده.....تولدت مبارک....
برات قشنگ ترین ها رو میخوام....قشنگ ترین روزها....قشنگ ترین آرزوها....قشنگ ترین زندگی هااا....خدا رو شکر میکنم به خاطر وجود تو....که بزرگترین نعمت بودی....اگر تو نبودی تنهاترین بودم چون هیچ کس مثل تو نبود.....
مهربون....با معرفت....با گذشت....صادق.... پر از امید.... و یه دل پاک... انگار همه ی خوبیها توی دلت جمع شده.... و من چه خوشبختم که تو رو کنار خودم دارم....

یه دوست هرگز مث یه اتفاق ساده تو زندگی تو نیست ..بلکه اونا میان تو زندگیت واسه این که ..به اون معنا ..شادی و خوشحالی بدن ..پس من به با ارزش بودن دوستی بین خودم و تو واقفم ...
در زندگیم ..من آموخته ام که چگونه عشق بورزم ..چگونه بخندم و شاد باشم..چگونه در کارهای سختی که به من محول شده قوی باشم.
چگونه درستکار و با ایمان و بخشنده باشم ..
ولی هیچوقت قادر به آموختن این که تو رو فراموش کنم نبودم ..

نصف عمر آدما می گذره در پیدا کردن یه دوستان واقعی و نصف بقیه اش هم در نگه داشتن این دوستای خوب میگذره ...
من خوشبختم که کمتر از نصف عمرم رو صرف پیدا کردن تو کردم و آرزو دارم که بقیه
عمرم رو صرف نگهداشتن تو و دوستیمون بکنم...

شاید که در طول سالها به جایی نرسیده باشم ..و یا ایمان شکننده ای داشته باشم ولی همیشه به خاطر این که در طول سفر زندگیم با تو آشنا شده ام خدا رو شکر گزارم .. 

یه دوست به تو امید میده وقتی که زندگی برات بی ارزشه ..یه دوست محلی هست که وقتی جایی رو نداری میتونی بهش پناه ببری ..
.یه دوست درستکار..امین ..و با ارزش که تو هستی 

دوستی شیرین است ولی زمانی شیرین تر میشه که واقعی باشه
و زمانی شیرین ترین میشه که اون دوست ..تو باشی 

من حتما آدم خوش شانسی بوده ام که یه دوست خوبی مث تو پیدا کرده ام
و من رنگین کمانرا تا انتها می پیمایم اگه به من قول بدی که دوست من
باقی خواهی ماند 

گلها به خورشید درخشان و بنفشه ها به شبنم صبحگاهی احتیاج دارند ...
تمام فرشته های آسمون خبر دارن که من هم به تو احتیاج دارم ..
سالها ممکنه که بگذرن و اشک ها ممکنه که خشک بشن ولی دوستی بین من
و تو هرگز نمی میره ...

و....بهترین من:
اگر بوسه ها آب باشند به تو دریایی رو تقدیم میکنم .
.اگر آغوشها برگ باشند من درختی را به توتقدیم خواهم کرد .
اگر عشق سیاره ای باشد ..من به تو کهکشانی را پیشکش میکنم
و اگر دوستی ها به معنی تمام عمر و زندگی باشه ...من جانم را تقدیمت خواهم کرد 
تولدت مبارک 

پ.ن: آهنگ اینجا هم تقدیم به خود خودت...